اینکه خداوند نامی از حضرت علی علیهالسلام در قرآن نیاورده، اما بهطور مکرر از جن و جادو صحبت کرده، بهخاطر وجود افرادی مثل شماست. حضرت علی علیهالسلام یک انسان قابل رؤیت است و میتوان ولایت ایشان را با شواهد و قرائن مادی اثبات کرد، اما جن و شیطان که قائل رؤیت نیستند را چگونه میتوان برای افرادی چون شما ثابت کرد! قطعاً اگر خداوند به صراحت در قرآن راجعبه جن و شیطان صحبت نمیکرد، (عمل که جای خود دارد) وجود این موجودات بهطور کلی انکار میشد.
وقتی خداوند متعال در داستان حضرت سلیمان علیهالسلام و ملکه سبا تأکید میکند که اجنه توانایی جابهجایی اشیای سنگین را با سرعت بسیار بالا دارند، از پس جابهجایی چندمثقال طلا برنمیآیند؟ مضحک نیست!
اما اینکه چرا سرقت طلا از بانک توسط اجنه انجام نمیشود، بهخاطر وجود محفظهها، درب و قفلهای متعدد جهت نگهداری طلا و جواهرات در این مکانها است. همانطور که قبلاً هم اشاره کردیم اجنه توانایی بازکردن دربهای بسته و یا قفلشده را ندارند و فقط اشیایی را جابهجا میکنند که در فضای باز وجود داشته باشند. بر همین اساس معمولاً جواهراتی از منزل گم میشوند که روی طاقچه یا میز و یا بر روی فرش و مانند اینها رها شده باشند. در ثانی شما از کجا میدانید از بانکها طلا و جواهر سرقت نمیشود؟ عبارت «سرقت مرموز طلا از بانک» را به زبان انگلیسی جستجو کنید تا متوجه این مسئله بشوید.
اما اینکه «آیا خداوند فقط خدای نمازخوانها است یا خدای گنهکاران نیز است؟» قطعاً خداوند متعال خداوند تمام انسانهاست. اما باید دقت داشته باشیم که خداوند دو نوع خدمات دارد؛ خدمات عمومی رایگان مانند آب، اکسیژن، باران، گیاهان، نور خورشید و … که تمام انسانها اعم از مؤمن و کافر میتوانند از آنها بهره ببرند؛ اما یکسری خدمات اختصاصی نیز از طرف خداوند ارائه میشود که شامل هزینه و مخصوص مؤمنان و توبهکاران است. شما نمیتوانید همزمان هم اهل گناه و ناسپاسی باشید و هم از خداوند بخواهید طلای گمشدهتان را از اجنه پس بگیرد! لازمهی این کار، عمل به واجبات، ترک گناه، انجام استغفار و سایر موارد مشابه دینی است.
هیچ درمانجویی نیاز به ماندن در طب روحانی و یا زیر نظر ما بودن ندارد. طب روحانی بهعنوان راهنما فقط راه را نشان میدهد و ابزار و آموزشهای لازم جهت تزکیه نفس و مبارزه با شیطان را در اختیار درمانجویان دوره قرار میدهد تا بتوانند خود و خانوادهشان را نجات داده و قدمی بهسمت پروردگار بردارند.
بله، درمان معنوی پایان ندارد، چون یک سبک زندگی است. درمان معنوی چیزی جز انجام واجبات و ترک محرمات نیست؛ درمان معنوی همان تزکیه نفس و تغییر عادتها و باورهای غلط است؛ درنتیجه طبیعی است اگر فردی در این بین نمازش را ترک و سهلانگاری کند و یا به عادتهای غلط گذشته خود بازگردد، شیطان نیز مجدد بر او مسلط خواهد شد
خواندن قرآن بر روی آب و دودکردن اسپند، در روایات آمده و طب روحانی ایننسخهها را سرخود تجویز نکردهاست:
منْ قَرَأَ عَلَى اَلْمَاءِ وَ اَلسَّمَاءِ ذَاتِ اَلْبُرُوجِ وَ سَقَاهُ مَنْ سُقِیَ سَمّاً فَإِنَّهُ لاَ یَضُرُّهُ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ (مکارم اخلاق، ج۱، ص۳۶۵)
هر کسی سوره و السماء ذاتالبروج را بر روی آب بخواند و به شخصی که مسموم شدهاست بدهد، آسیبی از طریق سم به او نخواهد رسید، انشاءالله.
الْحَرْمَلُ شِفَاءٌ مِنْ سَبْعِینَ دَاءً وَ هُوَ یُشَجِّعُ اَلْجَبَانَ وَ یَطْرُدُ اَلشَّیْطَانَ (بحارالانوار، ج۵۹، ص۲۸۶)
اسفند درمان ۷۰ درد است، و ترسو را دلیر کند و شیطان را براند.
کسانی تصویر زشت و خرافی از دین ساختهاند که در مقابل تردید بیدینها در شفابخشبودن قرآن، حرف و نسخهای کاربردی ارائه نمیدهند و خود تابع نسخههای شیمیایی آنها هستند!
کسانی به باورهای شیعیان ضربه زده و میزنند که به دروغ خود را شیعه مینامند، اما هیچ بویی از تشیّع نبردهاند! کسانی که شبهاتی را به دروغ به طب روحانی نسبت میدهند، چگونه میتوانند شیعه باشند! در هیچجایی از دستورات طب روحانی نیامدهاست که نماز بهقصدی غیر از نزدیکی به خداوند متعال خوانده شود.
چیزی که در دستورات دورهی انتظار آمده، خطاب به افراد تارکالصلاه است، یعنی افرادی که یا نماز را رها کرده یا کلاً در عمر خود نماز نخواندهاند. راهحل طب روحانی برای اینافراد این است که ابتدا فقط سعی کنند نماز خود را تحت هرشرایطی و هرزمان که به یاد میآورند (حتی اگر وقتش گذشته باشد)، بخوانند و در مراحل بعدی بهدنبال ادای نماز در وقت خود و سپس اولوقت باشند.
اگر دقت کنید، میبینید که اینجا هیچصحبتی از نیت و قصد نماز نشده، بلکه هدف ترغیب افراد است که نمازخواندن را شروع کنند. چون اگر دکمهی شروع نماز زده شود، آنوقت این خود نماز است که افراد را جذب و شیطان را دور خواهد کرد و هدف ما نیز همین است
اولین ترفندی که شیطان و دوستانش همیشه در جهت مبارزه با دین و جلوگیری از هدایت انسانها از آن استفاده کردهاند، سوءاستفاده از جهل و ندانستن مردم بودهاست! عدم آگاهی کافی عوام از مسائل دینی اینامکان را برای شیطان فراهم میکند تا با نشستن بر جای حق و طرح شبهاتی همچون «فلان مدعا منبع معتبری ندارد» یا «در تضاد با دین و مذهب است و اگر درست باشد پس با سایر قوانین جهان هستی در تضاد است» و… مردم را از پذیرش حق و حقیقت بازدارد. ما در طب روحانی با پاسخدادن به اینگونه شبهات، علاوه بر آگاهیدادن به مردم، زمینهی سوءاستفادهی شیطان و دوستانش را نیز از بین خواهیم برد.
راجعبه منبع تأیید همزاد؛ در حدیث معتبری از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم علاوهبر همزاد شیطانی، وجود همزاد فرشته نیز مورد تأیید قرار گرفتهاست:
إذَا وُلِدَ اَلْمَوْلُودُ لِبَنِی آدَمَ قَرَنَ إِبْلِیسُ بِهِ شَیْطَاناً وَ قَرَنَ اَللَّهُ بِهِ مَلَکاً فَالشَّیْطَانُ جَاثِمٌ عَلَى أُذُنِ قَلْبِهِ اَلْأَیْسَرِ وَ اَلْمَلَکُ قَائِمٌ عَلَى أُذُنِ قَلْبِهِ اَلْأَیْمَنِ فَهُمَا یَدْعُوَانِهِ.
هرگاه فرزندی برای انسان زاده شود، ابلیس یکشیطان و خداوند یکفرشته با او قرین و همراه خواهند کرد؛ اما شیطان بر گوش چپ قلب او زانو زده و فرشته بر گوش راست قلبش ایستاده و هر دو او را (به شر و خیر) میخوانند.
اما پیرامون بخشدوم شبهه و مبحث اختیار؛ هیچتضادی بین بیماری و اختیار انسان وجود ندارد. بیماریهای ماورایی نیز همانند بیماریهایی همچون کرونا، سرطان و حتی بیماریهای روحی مانند افسردگی، بیارتباط با اختیار انسان نبوده و با آن در تضاد نیستند، چون حاصل اعمال و عقایدی هستند که انسان به اختیار خود بهسمت آنها رفتهاست.
قرین چه به معنای همزاد باشد و چه نباشد تفاوتی در کارکرد، موجودیت و وظایف شیطانی او ایجاد نخواهد کرد. همزاد لفظ فارسی یکموجود شیطانی است که از ابتدای تولد با انسان (جهت گمراه ساختن او) همراه خواهد بود.
وَ قَیَّضنا لَهُم قُرَناءَ چنانچه میفرماید: وَ مَن یَعشُ عَن ذِکرِ الرَّحمنِ نُقَیِّض لَهُ شَیطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ الی قوله فَبِئسَ القَرِینُ (زخرف: ۳۵)
«قیّضنا» یعنی میگماریم از برای آنها قرینهایی که از آنها جدا نمیشوند و از رفقای خصوصی آنها که با هم محشور و مأنوس هستند، از شیاطین جنی و انسی؛ و اینکه گماریدن اینها در اثر متابعت آنها و اطاعت آنها است که خطاب به شیطان شد.
إِنَّ عِبادِی لَیسَ لَکَ عَلَیهِم سُلطانٌ إِلّا مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الغاوِینَ (حجر: ۴۲)
و قُرَناء سوء همقطاران که آنها را میبرند در مراکز فحشاء و مجالس فسق و فجور و شیاطین هم اغوا میکنند آنها را به عقاید باطله و صفات خبیثه و اعمال سیّئه و افعال قبیحه (تفسیر اطیبالبیان ذیل آیه)
پس چهکسی حضرت ایوب پیامبر علیهالسلام را بیمار و او را دچار رنج و آزار فیزیکی کرد؟ جهل و تعصب کورکورانهی مخالفان طب روحانی در نهایت منجر به تکذیب قرآن و کفر میشود! همزاد، قرین یا هرنوع موجود ماورایی موذی که در کنار انسان قرار بگیرد، از جنس شیطان است و شیطان نیز طبق آیه ۴۱ سوره مبارکه ص میتواند باعث رنج روحی و جسمی در انسان شود:
وَ اذْکُرْ عَبْدَنا أَیُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ
و بندهى ما ایوب را یاد کن، آنگاه که پروردگارش را ندا داد که: شیطان مرا به رنج و عذاب افکندهاست.
اگر هم بهفرض، صحبت شما را بپذیریم و بگوییم شیطان فقط میتواند وسوسه و دعوت به گناه کند، خب آیا همین وسوسه اگر به مرحله عمل برسد و انسان در پی گناه و معصیت برود، آیا از رحمت و محافظت خداوند خارج نشده و اینخروج برای او تبعات جسمی و روحی در پی نخواهد داشت؟
طب روحانی هیچگاه همزاد و بختک را یکی ندانسته است. ایننوع شبهات ناشی از پریشانی افکار و ذهنِ بیمار کسانی است که میخواهند با کمک باطل به جنگ علیه حق بروند. اما اینکه بختک چیست و آیا واقعیت دارد یا حاصل یک بیماری تنفسی است را در مطالب گذشته در سایت شرح دادهایم. چیزی که در این بین مهم است و ثابت میکند ما یا شما، کدامیک بر حق هستیم، اثر درمانی ایننوع بیماری است. اگر بختک صرفاً یک بیماری تنفسی است، پس باید با کمک درمان پزشکی بهصورت کامل رفع شود و یا حداقل در عکسها و آزمایشات پزشکی اثری از آن دیده شود (عدم تحقق این امر نشان میدهد که این بیماری نمیتواند صرفاً یک بیماری تنفسی و حاصل تحریک قوهی تخیل باشد).
طب روحانی بدون رضایت از کسی اطلاعات شخصی دریافت نکردهاست. تمام مراجعین با نصب اپلیکیشن و ضمن پذیرش قوانین، با اطلاع و رضایت کامل به پرسشهای آزمون بررسی و مشاوره پاسخ میدهند و هرگاه احساس عدم اطمینان به آنها دست داد میتوانند پاسخدهی را متوقف و یا حذف پاسخنامه و کل حساب کاربری را درخواست کنند.
اطلاعاتی که از مراجعین دریافت میشود، جهت شناخت بهتر و بیشتر از بیماریهای ماورایی و رفتار شیاطین در افراد مختلف میباشد که طبیعتاً نتیجهی آن به سود خود مراجعین است. بهعنوان مثال زمانی که ما با بررسی علایم در یک جامعه آماری به این نتیجه میرسیم که فرضاً ریزش مو جزء طلسم بستن بخت یا خوابِ سقوط از ارتفاع نشانهی وجود چشمزخم و حسد در فرد است، این یافتهها علاوه بر آرامش و خروج شخص از سردرگمی (به علت کشف بیماری) به راهنمای معنوی نیز جهت تجویز نسخههای متناسب کمک خواهدکرد.
در طب روحانی نه تشخیص برای همه یکسان است و نه درمان معنوی؛ بله، یکسری از بیماریها بهعلت گستردگی ممکن است در کلیات، بین خیلی از مراجعین مشترک باشند که طبیعتاً نسخههای درمانی مشترک نیز برای آنها تجویز خواهدشد، اما در جزئیات با یکدیگر تفاوت دارند. این را درمانجویانی که وارد دورهی درمان معنوی شدهاند کاملاً درککردهاند. اگر دو درمانجو نسخهها و پاسخهای راهنمای معنوی را در یک موضوع مشترک بررسیکنند، خواهنددید که مشاورهی متفاوتی را دریافتکردهاند.
در مجموعهی ما دستوراتی خارج از دین اسلام وجود نداشته، ندارد و نخواهد داشت. پایبندی به دستورات دین جز برای افرادی که خداوند قلب آنها را (برای پذیرش دین) نرم کردهاست، قطعاً سخت است. افراد بهانهجو و سستعنصر حتی توانایی خواندن یک رکعت نماز را ندارند، چه برسد به اینکه بتوانند در برابر گناهانی مانند دروغ، غیبت، چشمچرانی، ارتباط با نامحرم و مانند اینها دوام بیاورند.
وَٱسۡتَعِینُواْ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰهِۚ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَهٌ إِلَّا عَلَى ٱلۡخَٰشِعِینَ
و از صبر و نماز یارى جویید و این کار جز براى خاشعان، گران و سنگین است (بقره/۴۵).
پس طبیعی است اگر یک درمانجو نمازش قضا شود، غیبت کند، بیاحترامی به والدین داشته باشد، صبر نداشته و نتواند خشم خودش را کنترل کند و یا اطرافیانش را مورد تمسخر قرار دهد، شیطان بر او چیره گشته و درمان معنوی موفقی نیز نخواهد داشت. در نتیجه این کمکاریها قطعاً متوجه او خواهد بود چون ما در مجموعهی طب روحانی فقط بهعنوان راهنما عمل کرده و شرایط تزکیه نفس را برای درمانجو فراهم میکنیم و نمیتوانیم (فرضاً) دست فرد را بگیریم و او را به زور و اجبار به مسجد ببریم.
اخراج از گروه نیز هیچگاه بخاطر کمکاری در اجرای دستورات نبوده است. افرادی که از گروهها حذف میشوند اغلب بهخاطر سرپیچی از قوانین همان گروه است که قبل از ورود، آنها را پذیرفتهاند. اما هر زمان که فرد اراده کرده و پایبندی خود را به قوانین نشان دهد، مجدد به گروه اضافه میگردد. اینجا هیچ دری به روی هیچکسی حتی دشمنان طب روحانی بسته نبوده و نخواهد بود، اما در برابر اجرا و پایبندی به قوانین با کسی تعارف نداریم و استثناء قائل نمیشویم.
جزئیات دوره درمان معنوی در مجموعهی طب روحانی برای درمانجوها مخفیانه یا محرمانه نیست، بلکه در زمان و مکان مخصوص ارائه خواهد شد. علت آن نیز وسوسه و سوءاستفاده شیاطین از مراجعین است. در خود اسلام نیز خیلی از دستورات و اخبار در ابتدا بهصورت مخفی و محرمانه بود مانند تبلیغ رسالت در صدر اسلام که چهار سال ابتدایی بعثت بهصورت مخفیانه بود. زمان وقوع قیامت، راز حروف مقطّعه در قرآن، زمان ظهور حضرت ولی عصر (عج) و خیلی موارد دیگر در دین اسلام نیز تا به امروز مخفیانه مانده است.
اگر علت مخفیانه ماندن برخی امور را در دین بررسی کنیم به شیطان میرسیم. چون شیطان دائم در حال استراق سمع و ایجاد مزاحمت برای انسانهاست. در ابتدای آفرینش و زمانی که خداوند به حضرت آدم علیهالسلام فرمود از درخت ممنوعه نخورند، شیطان این صحبت را شنیده بود که بعد از آن برای وسوسه به سراغ آدم و حوا رفت. از اینرو ممنوعیت شنیدن اخبار مهم و وقایعی که در آنها هدایت و رشد دینی نهفته است، ابلاغ و شیاطین برای همیشه از شنیدن اخبار و وقایع ملکوتی و آسمانی منع شدند:
وَ ما تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّیاطِینُ «۲۱۰» وَ ما یَنْبَغِی لَهُمْ وَ ما یَسْتَطِیعُونَ «۲۱۱» إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ «۲۱۲» (سوره مبارکه شعراء)
و قرآن را شیطانها نازل نکردهاند. نه سزاوار آنان است (که شیاطین آن را نازل کنند) و نه قدرت بر این کار دارند. بىشک آنها از شنیدن (اخبار آسمانى) برکنارند.
طب روحانی نیز به پیروی از همین قاعده (و تا زمانی که مراجعین در دوره سنجش قبول نشده و آمادگی تزکیه نفس را پیدا نکرده باشند) جهت جلوگیری از سوءاستفاده شیاطین، دستورات دوره درمان معنوی را در اختیار عموم قرار نخواهد داد.
در جهان امروز که انواع عجیب و غریب گناهان، ظلم و هتک حرمتها انجام میشود و مردم از دین فاصله زیادی گرفتهاند، طبیعی است که شیاطین جن و انس قدرت گرفته و درصدد ایجاد تغییر و انحرافاتی در قوانین مادی و معنوی طبیعت و بر هم زدن نظم حاکم بر جهان هستی برآیند. لذا به هم خوردن نظم و قوانین در یکسری از پدیدههای طبیعی (مانند تخریب محیط زیست، شبیه سازی و دخل و تصرف در زاد و ولد حیوانات، تغییر جنسیت، بهکارگیری روشهای مصنوعی باروری در انسان، پیوند و دستکاری ژنتیکی گیاهان و بذرها، تاُثیر تشعشعات ناشی از سلاح کشتار جمعی و مواد رادیواکتیو بر طبیعت و انسان، امواج رادیویی، ماهوارهها، و مجموع مواردی از این دست) که امروزه شاهد آن هستیم، نه تنها در دنیای مادی ما باعث بیماری، حیرانی و سرگردانی انسانها شده است بلکه دنیای پس از مرگ را نیز تحت تأثیر خود قرار داده و منجر به وقوع پدیدههایی گردیده است که شاید هزار سال پیش وجود نداشتهاند.
پدیدهی ارواح سرگردان نیز از مقتضیات جهان امروز و حاصل همین ایجاد بینظمیهای مختلف در جهان هستی است که شیاطین با پشتوانهی گناهان انسانها انجام دادهاند. در این پدیده، یکسری از ارواح که خارج از اجل حتمی (بر اثر اجل معلق) فوت کردهاند، تا مدتی بر روی زمین سرگردان و بلاتکلیف میمانند. در آیات و روایات به خیلی از مسائل اشاره نشده است. میگویند: بهترین دلیل بر امکان چیزی، وقوع آن است(اخلاق در قرآن،آیت الله مکارم شیرازی، ج ۱، ص ۱۶۲).
لذا بهترین روش برای اثبات این پدیدهی غیر مادی، کمک گرفتن از افرادی است که در مقاطعی از زندگی خود، مرگ موقت را تجربه کردآه و مجدد به دنیا بازگشتهاند. در کلیپ زیر که در برنامهی مستند زندگی پس از زندگی پخش شده است، کودکی را مشاهده میکنید که کنار قبر یکی از عزیزان خود غش و با روح آن متوفی ملاقات و صحبت میکند. به نظر شما اگر پدیدهی ارواح سرگردان وجود نداشت چرا روح آن فرد متوفی (جسم اثیری او، همزادش یا هر چیزی دیگری) بر روی زمین و کنار قبر خودش حضور دارد؟ مگر اینطور نیست که روح باید بلافاصله پس از مرگ، به برزخ و عالم بالا برود؟
ضمن پوزش از شما، محتوای این صفحه مخصوص درمانجویان دوره درمان معنوی است.
ضمن پوزش از شما، محتوای این صفحه مخصوص درمانجویان دوره درمان معنوی است.
ضمن پوزش از شما، محتوای این صفحه مخصوص درمانجویان دوره درمان معنوی است.
ضمن پوزش از شما، محتوای این صفحه مخصوص درمانجویان دوره درمان معنوی است.
ضمن پوزش از شما، محتوای این صفحه مخصوص درمانجویان دوره درمان معنوی است.
ضمن پوزش از شما، محتوای این صفحه مخصوص درمانجویان دوره درمان معنوی است.
ضمن پوزش از شما، محتوای این صفحه مخصوص درمانجویان دوره درمان معنوی است.
ضمن پوزش از شما، محتوای این صفحه مخصوص درمانجویان دوره درمان معنوی است.
ضمن پوزش از شما، محتوای این صفحه مخصوص درمانجویان دوره درمان معنوی است.









طب روحانی گفته:
نیک گفته:
فرخان گفته:
فرخان گفته: